تبليغاتX
مقالات ادبی فرهاد عرفانی - مزدک - شاملو، مرد اخلاق و آرمان!
مجموعه ای از نقد و نظریهء ادبی

(( شاملو، مرد اخلاق و آرمان ! ))

 

فرهاد عرفانی - مزدک

 

-شاید من، تنها اهل قلم ایرانی باشم، که نثر مصور شاملو را نخوانده است!!! تعجب می کنید؟ البته تعجب هم دارد. چگونه می توان دستی به قلم داشت و همعصر شاملو بود و قطعه ای از او نخواند؟ البته ناگفته نماند که آنقدر حرفهای این آدم، در بین روشنفکران و ادبا و نویسندگان و شعرا و فعالین سیاسی نفوذ داشت، که خود بخود، چه می خواستی، چه نمی خواستی، قطعاتی از وی را از زبان دیگران می شنیدی، و اما  واقعیت اینست که، منهم فقط از همین طریق، و البته بسیار محدود، فهمیده بودم که شاملو شاعر است! و نوشته هایش چه سبک و سیاقی دارد!!

 

شاید خنده دار بنظر آید، اما من صدای او را دوست داشتم! سالها پیش، وقتی وی اشعار خیام را دکلمه کرد، آنهم با آن موسیقی فوق العاده زیبای، اگر اشتباه نکنم، شهبازیان، و آواز پختهء شجریان، صدایش را و هنر دکلمه اش را پسندیدم و این هنرش را، به هنر دیگرش، یعنی ترجمهء محکم و خلاقانهء آثار ادبی خارجی، افزودم.

 نمی دانم! شاید شاملو هنرهای دیگری هم داشته است که بنده بی خبرم، اما همینقدر بگویم که: نفوذ او بر معاصرینش غیر قابل انکار است. او مبلغ خوبی بود، اما آنچه او را مطرح و صاحب نفوذ می کرد، این تبلیغاتی که برای خودش می کرد! نبود، بلکه کلام محکمی بود، که پشتوانه ای محکم تر، از اراده و عزم و ایستادگی وی، در برابر زورگویان، داشت.

 

شاملو، ستایشگر عشق و زیبائی بود و همدرد رنج کشیدگان، و همین سه خصیصه کافی ست تا هر کلامی را حتی اگر شعر نباشد، به شعر برکشد!

 در هیچ رابطه ای، به کسی باج نمی داد! و این خصیصه نیک، البته که بسیاری را، از جمله حاکمان و بادمجان دور قاب چین ها را می رنجاند.

 و اما یک خصوصیت خوب دیگر هم داشت و آنهم این بود که: وقتی از او می رنجیدند و می خواستند پیش پایش سنگ بیاندازند، کوتاه نمی آمد. در این موارد، سخت سمج و سخت سر بود. یک کله شق واقعی! و این سخت سری، در پایفشاری بر حقیقت، چهره ای حماسی به او می بخشید. طبیعی است که در جامعه ای که فقط خواری و ذلت، امتیاز می آورد، تن ندادن به ذلت و ایستادگی در برابر گردنکشان، اعتباری ویژه ببار می آورد و شاملو از این اعتبار، به میزان  فراوان برخوردار بود.

 

 بر خلاف آقای احسان الله خان نراقی، که شاملو را آدمی غیر اخلاقی می داند ( منظور ایشان از اخلاق؛ چاپلوسی، ریا کاری، دروغگوئی، نان به نرخ روز خوری، محافظه کاری و خصایصی از این دست است! )، بنده، وی را اخلاقی ترین روشنفکر و اهل قلم پنجاه - شصت سالهء اخیر می دانم!

 

 شاملو ، آدمی زرنگ و رند و زیرک بود و دست روشنفکرانی که هم از توبره می خورند و هم از آخور ( امثال نراقی ) را زود می خواند. به همین دلیل هم هست که جناب نراقی، حالا که وی در میان ما نیست، تا از خود دفاع کند، به وی می تازد. اگر به یاد آوریم، برخورد شاملو را با دکتر حمیدی شیرازی، آنگاه می توانیم درک کنیم که چرا امثال نراقی ها، در زمان حیات وی، جرأت گنده گوئی ، یا با عرض معذرت (( گنده گوزی! )) نداشتند !!!

 

شاملو، مردی شجاع، نترس، با اراده و محکم و استوار بر آرمانهایش بود. از ترحم بدش می آمد و آدم ذلیل را نکوهش می کرد، روشنگر بود و روشنگری را وظیفه می پنداشت. عاشق انسان بود، اما اشتباه نشود، انسان مورد نظر او از جنس آقای نراقی نبود، که موجودی آرمانی بود، که می بایست در ساختنش تلاش می شد...

 

**********

 

و اما در ابتدای سخن گفتم که، نثر مصور شاملو را (( عمدا )) نمی خواندم! بد نیست در این رابطه توضیحی داده شود:

همه خوب می دانیم که یکی از ویژگیهای اصلی شعرا، حساس بودن و تاثیر پذیر بودن ایشان است. درست بر همین اساس هم بود، که بنده سخت اعتقاد داشته و دارم، که یک شاعر، شعر معاصرین خود را نباید بخواند! اگر بخواند، نتیجه اش همان می شود که اینک پیش روی ماست!؛ غیر از چهار - پنج نفر که همدورهء خود شاملو بوده اند، تمام شعر ( به مفهوم بودلری !) چهل سالهء اخیر ایران، تکرار شاملو با اسامی متفاوت است!!!

 

 شعرا موظفند در رابطه با شعر و فنون آن و شعر کلاسیک و همچنین آثار قدما و حتی اندیشه های معاصرین خود در رابطه با ساختار شعر، تا می توانند مطالعه کنند، اما این خطائی عظیم است که پیش از دستیابی به یک شخصیت ویژه و منحصر بفرد ادبی از نظر زبان و سبک، در محصولات ادبی همدوره های خویش بغلتند.

 

 من اغلب به دوستان جوان خود توصیه می کنم که: (( تا می توانید در رابطه با شعر و ویژگیهای ساختاری آن مطالعه کنید. به شعر، از نیما تا هزار سال قبل ، زیاد بپردازید، اما شعر همدوره ها و نزدیک به دورهء  خود را نخوانید! چرا که در اینصورت، راه رفتن کبک را که یاد نمی گیرید، هیچ، راه رفتن خود را نیز فراموش می کنید.

 

خواندن شعر قدما، آسیبی به زبان شعر شما نمی رساند، که حتی به غنای واژگانی آن می افزاید و زبان شعر شما را تحت تاثیر قرار نمی دهد، چرا که بافت و ساخت آن، شکل گرفته در دنیائی سخت متفاوت با دنیای امروز شماست، ولی زبان شعر شعرای معاصر شما، همان زبانی ست که خود در حال استفاده از آنید، بدین جهت، تماس با آن، خواه ناخواه، شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از استقلال زبانی، که یکی از ویژگیهای اصلی کار شاعری ست، محروم خواهد کرد! )) .

،

البته تاثیر شدید شاملو بر معاصرین اش، علتی دیگر نیز دارد، که در اینجا می خواهم به آن اشاره ای کنم؛

همانگونه که می دانید، قدمای ما، کلام را به دو نوع منظوم و غیر منظوم تقسیم می کردند. نوع منظوم را شعر گفته ( البته منظور ایشان از منظوم، بهیچوجه، تنها وزن و قافیه نبوده است، که به طریق اولی، تصور و تخیل و تصویر و اندیشه، جزئی جدا نشدنی از نظم مورد نظر ایشان بوده است ) و نوع غیر منظوم را نثر، و خود این نثر را، به انواع معمول، مصنوع و مسجع تقسیم می کردند.  بر این تقسیم بندیها، ویژگیهائی فرض بود، که مرزها را مشخص می کرد، هم برای اهل قلم و هم برای مردم معمولی.

 

متاسفانه، یکی از اتفاقات بد ادبی که در عصر حاضر، پیش آمده ( تحت تاثیر ترکیب من درآوردی شعر منثور در غرب، که صد البته در ساختارشناسی زبانهای اروپایی، شاید قابل اغماض باشد! ) و هنوز ادب پارسی با آن دست به گریبان است، اینستکه، پس از پیدایش شعر نیمائی، که تعارضی با مفهوم نظم نداشت!، و تقریبا همزمان بود با جایگزینی و تسلط قطعی (( نثر معمول )) در آموزش و پرورش، از سوئی مرزهای نظری در ادبیات گذشته در هم ریخت و از سوی دیگر مرزهای جدیدی جایگزین  آن نشد.

 به عنوان مثال، آنچه که امروز به عنوان شعر سپید، شعر بی وزن و شعر نو ارائه می شود، همان نثر مصنوع،البته در نوع خام آن!، و در بهترین حالت، همان نثر مسجع است !! در حالیکه آن را اکنون شعر می خوانند! و از سوی دیگر، نثر فاخر گذشته را به فراموشی سپرده اند.

 

 این تئوریزه نکردن فنی مرزهای بین شعر و نثر ( پس از نیما و تعدادی که در سبک او می سرودند ) منجر به شکل گیری آشفته بازاری شد که اکنون شاهد آنیم. یعنی از منظر نظری، هیچکس قادر نیست با قطعیت نوشته ای را شعر بخواند و نوشتهء دیگر را نثر! قضیه، سلیقه ای شده است و هر کس، هر جفنگ نچسبی را شعر اطلاق کرده، دیگری را متشاعر می نامد و از حق نگذریم، گناه این وضعیت را بپای شاملو باید نوشت!!

 

 شاملو با کنار گذاشتن وزن و دادن عنوان شعر به نثر مصور خویش، بانی تمامی مشکلاتی است که در این رابطه پیش آمده است. او بدلیل عدم اطلاع کافی از ادبیات کلاسیک ایران و ساختارهای نظری آن و از سوی دیگر لجاجت با کهنه پرستانی که تغییرات شگرف اجتماعی را درک نمی کردند و همچنین آشنائی با شعر منثور در غرب و کسانی همچون بودلر، رمبو و الیوت...، پای در یک کفش کرده، نثر زیبا، محکم و فاخر خود را (( شعر )) خواند! و صد البته کم از نثر مسجع ( در بکارگیری واژه های هم آوا ) و یا کلام موجز بیهقی نیز ندارد و می توان آن را و تمامی آنچه پس از او نیز بدین سبک و سیاق نوشته شده است را (( نثر مصور معاصر )) خواند، اما نه (( شعر ))!!!

 

*************

 

در پایان آنچه مختصر می توانم راجع به شاملو بگویم این است که از نظر من؛ شاملو، محقق و پژوهشگری برجسته در ادبیات عامه، مترجمی توانا، ادیبی مسلط بر نثر شاعرانه و انسانی آرمانگرا و اخلاقی بود که زندگی خود را وقف روشنگری و ستایش خرد  و روشنائی کرد! یادش گرامی و آثارش ماندگار باد!

 

(( 5/5/1383 ))     

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 2:45  توسط مزدک | 
 
صفحه نخست
رایانامه
گزیده
جهانــــــي ستايند خيام را
كه اسرار مي را به حكمت گشود
نترسيده رنـــــدانه مي‏زد قدم
به دنيا و ديــن اعتقادش نبود
پسنديد هر چــــــيز خوب جهان
جهاني به شعرش گــــل آرا نمود
ولي من از آن مي‏پرستـــم كه او
دلش هر چه فرمود، آن را سرود!

شاعر تاجیک
ميرسعيد ميرشكر

نوشته های پیشین
مرداد 1388
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
مقالات سیاسی - اجتماعی فرهاد عرفانی - مزدک
اشعار فرهاد عرفانی - مزدک
داستانهای فرهاد عرفانی - مزدک
فرزندان ایران
شبکهء فعالین ضد جنگ
فرهنگ لغت دهخدا و معین
صفحهء قدیمی مقالات مزدک
استاد کزازی
پایگاه ادبیات غیر رسمی ایران
شاهنامه و ایران
بنیاد نیشابور
پایگاه ادبی گذرگاه
نامهای ایرانی و معانی آنها
رادیو گلها
کشورهای پارسی زبان
اصالت
پایگاه آریا بوم
صفحهء کتابدوست
دنیای آینه
زبان و ادبیات فارسی
پایگاه پارسی مان
پایگاه ایران فرهنگ
شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی
مجلهء بخارا
کتابخانهء ملی ایران
فرهنگسرا
مجلهء چیستا
آریائی - سیاست و فرهنگ افغانستان
در راه صلح - برای افغانستان
اشعار راحله یار
اشعار عفیف باختری ( سنگ و ستاره )
انجمن قلم افغانستان
سرای دانای توس
تبریز
کهن سرا
حجم سپید
روشنگری
کارگر آگاه
سفیدخوانی
زبان فارسی
پرثوه - پارت
کلبهء کتاب کلیدر - نیشابور
قدمیاری - نقاش و مجسمه ساز
ایران و جهان در چنین روزی
بهرام مشیری
اشعار مسعود سلیمانی - سپهر
 

 RSS

پشتیبانی از
پایگاه فا.بیا

طراح قالب
ریزتراشه کیوان

 
< >